ترانه ی درون
*****
من از درون خویشتن تو را ترانه می کنم
برای گریه های خود تو را بهانه می کنم
به اشک خود چوشبنمی به برگهای بوستان
به درگهت کلام را بر آستانه می کنم
به شوق در نمیرسم مگر تو را بسر کشم
شراره در درون این شراب خانه می کنم
الا کلام صد سخن نشان مپرس زآنکه من
به صد کلام, عشق را سخن نشانه می کنم
به سایهء خیال تو, جمال آفتاب را
بکلمه کلمه صفحه ای پراز جوانه می کنم
حروف را بخط خوش در این کلام می نهم
و زلف این کلام را به شعر شانه می کنم
سحر به سحرروی تو به شکرسجده میروم
دعای خیر مهر تو به هر شبانه می کنم
به پای بوس راه دل صلای عشق می زنم
چو پای پیر وخسته را جوان سرانه می کنم
امید و سعی و آرزو, حکایت غم دل است
کلام عشق و دوستی به صد فسانه می کنم
+ نوشته شده در سه شنبه ششم دی 1390ساعت 8 بعد از ظهر  توسط علی ثاراللهی
